خرید بک لینک

درباره سایت

789 .

امکانات وب

بسم اللهسوءتفاهم و بد برداشکردن خیلی زیاد شده یا من فکمیکنم دیگه بعضیامون از حد گذروندیم ؟ وقتی خودم حرفمیزنم و پای عملم در میونه ، همه باید مثبت فککنن و نیت خیرمو ببینن . ولی وقتی برعکس میشه

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 15:51

بسم اللهنینوئه دستاشو میذاره بغل گوششو اذان میگه و قرآن میخونه :) هنوز حرف نمیزنه البته و صدای کلماتو درمیاره :)))..چیزایی توی سرمه که جاشون درسته اما راه خروجیرو پیدا نمیکنن . حکایت کاراییه

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 15:51

بسم اللهخیلی اهل خرید نیستم و معمولشو نگاه کنی اصلا اهل خرید نیستم اما کمی نگرانم و غصهدار . ممکنه درآمد داشتن یا خرید کردن ، دل یکی دیگهرو بلرزونه ؟ تنها چیزی که اون میبینه بسته پستیایه که برات

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 15:51

بسم اللهولی خودم کمک نخواستم از کسی . چون مطمئنم اگه خودم نتونم حلش کنم ، هیچکی دیگه هم نمیتونه . این هیچکیها ، همهی غیر خدان :) وقتی برای خودته یه مشکلی / دردی / غصهای / هر چی .. مال خودته فقط ،

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 15:51

بسم اللهحالا و اینجا .. اینجای عمرم و زندگی ، اگه بخوام با یکی دوستانه و خواهرانه صحبت کنم ، یادآوری میکنم به فکر آینده هم باشه . خودم وقتی برای کارم تصمیم میگرفتم به چیزی به اسم آینده فکنکردم . پش

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 15:51

بسم اللهنینی داشتن باعث میشه حسایی توی وجودت زنده / پویا شه که قبلا یا حواست بهشون نبود یا اینهمه درکشون نمیکردی . بیشتر نگاه میکنی ، عمیقتر بو میکشی ، خیره میمونی و شاکرتر میشی و عاشقتر به

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 15:51

بسم اللهمعمولا موقع تصحیح برگههای امتحانی یکی دو تا نامه خصوصی هم از شاگردونهها میبینیم . فقط اون التماس دعای شدیدی که لب مرزِ افتادن دارن :)امسال مراقب واینستادم . بهونه آوردم و از زیرش در رفتم ،

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 15:51

بسم الله

اون خانم ( یا آقا ؟ ) یی که قبل واریز مبلغ ، بستهمو پست کرد و رسید پستیرو فرستاد واتساپ ، تا مدتها ( یا همیشه ؟ ) توی ذهنم میمونه . نه آشنا بودیم ، نه همشهری ، نه مشتری سابق . اگه هنوز داریم به همدیگه اعتماد میکنیم یعنی بین همه اتفاقای افتاده ، انسانیت تونسته خودشو زنده نگهداره ( یا آدمایی هستن که زندهنگهش داشتن ؟ )

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 15:51

بسم اللهاینجا توی اتاق و تنهاییاش که میشینم ، گوشام شروع میکنه به تیز شدن . تیز نیستن چون . اینجا ولی خوب کار میکنن . صدای پای مانی ، بخاری روشن شد ، نینوئه نخوابیده و داره سینهمیزنه ، تازه یاد

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 15:51

بسم اللهاولین و آخرینباری که با اصرار بردنم پیش بندی / بندباز کن / اینا که با دس کردن توی گلو یا فوت توی بینی ، چیز میز درمیارن از گلو ، چن دقیقه بعد از بیرون اومدن از رادیولوژی و عکس گرفتن از مری ب

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 15:51

بسم اللهغاوی شاعر بود و شعر میگف .. یه روز که قبیله اونو با یه هدیه فرستادن پیش بُتشون ، گذاشتن هدیه جلو بت همانا و اومدن دو تا روباه همانا . هدیهرو خوردن روباهها و روی بتم جیش کردن و رفتن ! همو

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:17

بسم اللهاگه آدم دلش کسی / چیزیرو بخواد چی ؟ بزنه به آب و آتیش که بهدستش بیاره ؟ هیجانی و احساسی و بااااااااید بشه طور ؟ اگه قبلترش به آب و آتیش زده باشه و هیجانی و احساسی و بااااااااید بشه طور ، تم

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:17

بسم اللهاز مسئلهای ناراحتم و سخت لازم دارم با یکی حرف بزنم و ؟ الان دقیقا از همون زماناس که دوس داری به حرفات گوش بده فقط .. بدون قضاوت و سؤال و جواب و پیچوندن مسئله که " حالا بیا بگو چی شده و فلان !

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:17

بسم اللهصُبی جَوونه با بلیط شب ، سوار شده بود و وقتی رئیس قطار متوجه شد و ازش پول خواست .. توو گیر و دارِ " پول نقد ندارم " و " پس ایستگاه سلام پیاده میشی " و بعد آروم شدن تن صدای رئیس ، شروع کرده بو

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:17

بسم اللهصبر !گاهی واقعا صبرشاید حلال نباشه . اما تسکیندهنده خوبیه . نمیدونمم واقعا چقد درسته این که گفتم تسکیندهندهس ! فقط میدونم اون حال بیحسیِ تهش خریدنیه .. ته خیلی صبر کردنت .. اون موقع که ز

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:17

بسم اللههفته قبل مثه دیروز توی جلسهای که طولانیَم شد استادی که کارشون نقد و بررسی کار تحقیقیم بود ، از جسارتم گفته بودن و شجاعت انجام یه کار چالشی ، بعدش ؟ نوبت نقد کردن بود . استفاده از عبارت " اعصا

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:17

بسم اللهمتأسفانه نسبت بهش دچار سوءظن شدم و میدونم که خوب نیس . شاید بیمنظور حرفشو گفته باشه مثه خیلی وقتایی که خودمم بیکه بخوام کسیرو آزار بدم حرفی میزنم و دلی رو جابهجا میکنم . برای دیگرون پس

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:17

بسم اللهمانی برام یه تیکه خز هم رنگ خز بافتم پیدا کردن .. بافتی که دو هفته قبل خریده بودم و آستیناش کوتاه بود ! باید یه عمر همه لباسای عالم برات بزرگ باشه که بدونی کوتاه بودن آستین ینی چی و چقد ذوق دا

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:17

بسم اللهتوی بعضی موقعیتا وضعیت آدم معلوم نیس .. با خودش یا با اون اتفاقه .. الان اینی که اتفاق افتاد خوب بود ؟ این الان تمجیده ؟ ممکنه تهدید باشه ؟ باید شکر کرد بابتش خدارو یا ترسید و پناه برد بهش ؟پن

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:17

بسم اللهبعضی از آدمای موفق ، موفقیتشون ذاتی و مال خودشون نیست . اونا مقلِّد ، حافظ و بهخاطر سپارنده خیلی خوبیان . این مشاهده شخصیم بوده از بعضیایی که دورشون شلوغه . اونا خیلی خوب کتابای خونده و فیلم

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 4:10

بسم اللهآخرین نفسای ساله و من ؟ خیاطی دم عیدمو نکردم . یادداشتایی که باید مرتب میکردم و تحویل میدادمو انجام ندادم . چند تا امتحان آنلاین دارم که وقت مجددش فعال شده و هنوز شرکت نکردم . ساکمو نبستم

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 4:10

بسم اللهشامه قویای ندارم ، اونجوری که خیلی روی بوها حساس باشم . مثه دخترخالهم مثلا که اولینبار ازش شنیدم سوسکا بو دارن ! بو دارن ینی ؟ خیلی بعدتر یه بار که سوسک کشتم ، بوشو فهمیدم . مثه بوی سم .

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 4:10

بسم الله

گاهیم شده توی زندگی ، تموم شبو برای بدستآوردن کسی / چیزی گریه کردی که نمیخواستیش

+ زندگیاتون از پذیرفتنای از سر ناچاری ، خالی :)

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 4:10

بسم اللهبعد از شنیدن یه " نه غلیظ " ، خوابیده بودم و چِشَمو که واکردم اولین چیزی که به خودم گفته بودم این بود " دیدی نمردی ! " .. همینجوری که جواب نهس . که نمیشه . که نشد . که نیومد شکرت کردم . نه

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 4:10

بسم اللهاولین طلوع خورشید امسالو توی قطار و جاده دیدیم . این در حالیه که معلوم نیس آخرین طلوعو کجا ببینیم و اصن باشیم که بخوایم ببینیم یا خواب بیفتیم و نبینیم یا جا بمونیم از دیدنش . دنیا همینقد تند

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 4:10

بسم الله

چون آدم توی نگاه اول نمیتونه ادب ، متانت ، فرهنگ و شخصیت یکی رو ببینه :)

+ براش سؤاله چطوریه که همه - اکثریت البته - عاشق زیبایی ظاهر و شکل و قیافه میشن پس

+ چون عاشق شدن به ثانیهها بند شده .. همون " نگاه اول " یَنی

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 4:10

بسم اللهیه بوته وقتی رشد درستی داره که تو هرسکننده قَدَری باشی .. شاخههای زایدو بشناسی و نذاری رشد بیهودهشون به تنه اصلی گیاه آسیب بزنهوقتی اعتراض میکنن به انقلاب کردن نسلای گذشته و اینکه چرا به ج

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 4:10

بسم اللهتِلا ، آتِلا ، آتیز :) اینا اسمای مستعار من توی خونه بود .. مهدی ؛ پسرخاله خدا بیامرزم بهم میگف هاشم :) و اسمم که فقط خونواده و آدمای خیلی نزدیکم شکستهش میکنن .. صدا شدن با اسمایی که خاص خو

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 4:10

بسم اللهگرچه اون آقایی که توی تاریکی نیمهشبی از نوجوونیم سمتم خمشد و دنیا روی سرم خراب شد تا وقتی عذرخواهی کرد و فهمیدم پاش مشکل داره ، بهم یاد داد " هر مردی که سمتت خمشد متجاوز نیس " اما اتفاقای ب

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 4:10

صفحه بندی